این منم میبینی ؟
بابابزرگم چند ساله عمرشو داده به شما
امروز عصری لباسامو پوشیدم برم ببینمش
سی وسه سالگی آلزایمرم شروع شد خداروشکر
همیشه دوست داشتم از یه جایی به بعد هیچی یادم نیاد
بابابزرگم چند ساله عمرشو داده به شما
امروز عصری لباسامو پوشیدم برم ببینمش
سی وسه سالگی آلزایمرم شروع شد خداروشکر
همیشه دوست داشتم از یه جایی به بعد هیچی یادم نیاد
مرسی که هنوز می خونیم سیما
کوچولوتم مبارک باشه
ندیده نشناخته دلم می خواد سفت بغلش کنم ولی نمی شه
آدرستو نداشتم برات بنویسم
سه ساله که سالم نو نشده
من موندم همونجا تو فرودگاه تا تو برگردی
دوست داشته شدن از طرف يك نفر به شما جسارت مي ده
یه شب با الکل
تو باشی
موهات باز باشه
سرت رو سینم باشه
و ندونیم فردا چند شنبه ـس !!
کسی رو جایی جا گذاشتم
کسی که جایش با هیچ کس پر نشد .
خدا هیچ بشری رو بلا تکلیف نذاره
اصلا یه وضعیه !
نه می تونی بری
نه می تونی بمونی
نه میاد
نه می ره
کاملا ریلکس می شینی و ثانیه های جوونی تو می شماری
لوکینگ!
(خوشبختانه) یه دوست دخترم نداریم سر پست بهش فکر کنیم دو تا 2 بیتی خاص واسش بنویسیم
بریم تو فاز غم و غصه
روزارو بشموریم
3 ساعت تو صف تلفن وایستیم 30 ثانیه صداشو بشنویم
+ 06 تهران - نیروی زمینی ارتش - 15 روز گذشت ...
حیف احساسم بود که این همه سال سرکوب شد
حیف اون اشکای بچگیم بود وقتی تو هم حیف بودی!
حیف غرورم وقتی گفتم و خندیدی
بزرگ که شدیم من لاشی شدم
تو باز زدی رو دستم !
حیفه دستم!
گاهی سکوت همان دروغ است
کمی شیک تر و با مسئولیت کمتر
گاهی فکر هم دروغ است
وقتی زانو می زنی و می خندد ولی نیست
نیست که همدم روزهایت باشد
نیست که با بعله شاهت کند
زمین بلرزد
کوه بریزد
رامَتکند !
سکوتٍ سنگین دروغ ها دارد
جان برادر رضایت نیست
تو باور نکن!
خنک آن قمار بازی که بباخت آنچه بودش
بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
+ پارو می زنم !
بعد رفتنت
همه مثل تو خندیدن
همه مثل تو پوشیدن
چشم همه چشم تو بود
من عاشق همه شدم
دیوونت بودم
لاشی شدم !
نفهمیدم!
وقتی مستم هستی
یا وقتی هستی مستم
وقتی هستی خوبم
ولی وای از سردرد صبح !
+کاش نباشی !
می تونی شبو هر جا که خواستی سحر کنی
اصلا سحرو هر جای شب که خواستی ...
+خلاصه آخره بی بند و باریه :))
هفت شهر عشق پیش چشمات
یعنی بنبست !
+تو یه همچین کوچه ای گم شدم !
+ saghez- 21 shahrivare 90
دل کندن اگر کار آسانی بود
فرهاد به حای بیستون دل می کند
+ خدایی جای معلم ادبیاتارو با این راننده کامیونا عوض می کردن هنوزم سعدی و حافظ داشتیم !
میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت
می حواری و مستی رسم دگری داشت !
لیاقت نمی خواد عزیزم
فقط اعصاب می خواد !!!
ماهیگیر دلش سوخت،
این بار ماهی قلاب را رها نمیکرد،
چقدر تنهاست...!!!
کاش زودتر می فهمیدم
همه چیز بی تو یعنی هیچ چیز
اونقدر "بیزی نس من" ! شدم که خودمم فکرشو نمی کردم !!
+ یعنی الان می تونم کلی پست اقتصادی براتون بذارم ! (در اون حد )